خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 13:00

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 13:00

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 13:00

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 13:00

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1391 ساعت: 17:00

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1391 ساعت: 16:59

خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه

واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز

این کله پوکو میگیرم بالا

و از بی سیگاری میزنم زیر آواز

و اینقدر میخونم

تا این گلوی وا مونده وا بمونه....

تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی

که عمو بارون رو طاقش

عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته

............حسین پناهی

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

موضوع انشا این دفعه !

خوشبختی چیست ؟

به چه کسی می گوییم خوشبخت ؟

هرچی فک کردم هیچی به ذهن خستم نرسید ...آخه من دچاررررر شدم

دچار پرسه زنی ذهنی !

و آیا تو ! تو؟ می خواهی و یا می توانی برایم انشا را بنویسی و تعریف کنی خوشبختی چیست ؟!

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

این روزا هوا سرد شده......

همه چی با یه توده برف نه ببخشید یه زنگ شروع شد !!!!

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

بالا رفتیم ماست بود ....

پایین اومدیم دوغ بود .....

قصه ی غصه های ما راست بود .......

حالا من و فرزان بازم با همیم .............و بازهم دستامون تو دست همدیگست ....

نمیدونم میشه گفت قشنگه یا نه ولی میدونم خیلی جاها قشنگه و زشت و اونی میشن که ما میبینم

یعنی اگه فرزان و زشت میدیدم زشت میشد و اگه ......

ولی هنوز!!!! هنوز !!!!! از خوردن یه قهوه داغ تو کافه آوانسن در کنار تو لذت میبرم

و هنوز !!!!!! هنوز!!!!! تو دوست داری من مادر بچه ات بشم ............................

دوستت دارم خداجون ...

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

بازی در نیار ..دلم ازت پره ....بازی درنیار ...

دلم رو پس بیار ...زخمی که زدی مونده یادگار .....دیگه خسته شدم از بهونه هات ...

مثه قفس شده برام رنگه نگات .....این آخر کار بازی درنیار .....

از تو خسته ام...دل شکسته ام... سهم من از چشات شده غصه و غم .....

دیگه با تو بدم ...قیدت رو زدم .....

من بد شدن و مثه تو بلدم .....

خیلی فک کردم ...... دیگه باورت ندارم ....هیچ حرفتو باور نمی کنم ..... خیلی سخته ....

چه قدر داشتنت خوب بود ... ولی بود ! ......

به کاری که میکنم ایمان دارم .....میبینی ؟؟؟؟ به جای اینکه تو رو باور داشته باشم ...نداشتنو باور دارم

ای کاش بد نمیشدی ....با زندگیم بد بازی کردی ....

خیانت؟؟؟....

خدایا اگرتنها ترین تنها شوم باز با منی

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

بازی در نیار ..دلم ازت پره ....بازی درنیار ...

دلم رو پس بیار ...زخمی که زدی مونده یادگار .....دیگه خسته شدم از بهونه هات ...

مثه قفس شده برام رنگه نگات .....این آخر کار بازی درنیار .....

از تو خسته ام...دل شکسته ام... سهم من از چشات شده غصه و غم .....

دیگه با تو بدم ...قیدت رو زدم .....

من بد شدن و مثه تو بلدم .....

خیلی فک کردم ...... دیگه باورت ندارم ....هیچ حرفتو باور نمی کنم ..... خیلی سخته ....

چه قدر داشتنت خوب بود ... ولی بود ! ......

به کاری که میکنم ایمان دارم .....میبینی ؟؟؟؟ به جای اینکه تو رو باور داشته باشم ...نداشتنو باور دارم

ای کاش بد نمیشدی ....با زندگیم بد بازی کردی ....

خیانت؟؟؟....

خدایا اگرتنها ترین تنها شوم باز با منی

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

10183 عکس هايی از خیانت در عشق

واسه عاشقی دیگه خیلی دیر شده ...............

خسته شده بودم ازون همه نگاه های غریب ....حالا میگی عشقتم ؟؟؟؟

همین ؟؟؟؟!!!!!

حالا که به زمان جدایی از طریق شناسنامه نزدیک و نزدیک تر میشیم ..آروم ترم ....

باورم نمیشه سختی هام میخواد تموم شه

من تو رو با همه خیانت هات و دروغات تنها میزارم .....

.....یا میخورم به پاییز یا می رسم به بهارم .....

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
میدونی میون ما هر چی بود گذشت ورفت
اون بهار اشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده ی این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن


از دلم میپرسم ایا تو رو میبینم دوباره
میپیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی اره

خنده های تو فریب گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یه چراغ بی فروغ


دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن

همه چی و خراب کرد ..... همه چیو .....

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

زمان؟؟؟؟!!!

اعتماد ؟؟؟؟!!!!

خیانت !!!!!!!!!!!!!!

یادش به خیر یا شایدم نه بخیر چند سال پیشا خدا خدا میکردم همونی که نمیخوام اسمشو بیارم

زودتر بیاد ....و الان خدا خدا میکنم اون زودتر از زندگی ام بره ...........

چقدر بهش التماس کردم مه برگرده ...زهی خیال باطل که غرورم و دارم واسه کسی میشکنم که منو

تو قلبش و ذهنش کشته .......

تیک تیک !! تیک تیک !!!

زمان ؟ ساعت ؟ چیو تو سرم میکوبونی ؟؟؟؟ خودم میدونم .....آره میدونم ....

عاشق بودم ...کاری کرد که دیگه نباشم .... می خواستم مادر شم ...همه چیو تو من کشت .......

تیک تیک!!!! تیک تیک !!!!

خدایا ...خدایا...چرا عشق واقعی رو تجربه نکردم .....

برچسب: نویسنده: تبادل تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 22:56

صفحه بندی